جیران سوگلی ناصرالدین شاه
تلل
سرسره ناصرالدین شاه، مجلس سلام حرمسرای ناصرالدین شاه، فرزندان جیران همسر ناصرالدین شاه قاجار ، فرزندان جیران چه کسانی بودند، فرزندان جیران چه نام داشتند ، چرا فرزندان جیران مردند ، دلیل مرگ فرزندان جیران ، تعداد فرزندان جیران ، علت فوت فرزندان جیران ، فرزندان جیران چگونه کشته شدند ، فرزند جیران در تاریخ ، چرا فرزندان جیران شاه نشدند، نام فرزندان جیران همسر ناصرالدین شاه ، فرزندان جیران چگونه مردند ، فرزندان جیران چه میشوند جیران همسر متعه ناصر الدین شاه قاجار و مادر علی محمد میرزا است. احتمالاً برای نخستین بار ناصرالدین شاه، جیران را در جمع ملازمان مهدعلیا در حدود سال ۱۲۶۸ قمری (اندکی پس از کشتن امیرکبیر) لحاظ و به او علاقه مند شد. شیفتگی او به شکار و رفتار جسورانه او که برخلاف حجب معمول زنان حرمسرا بود، او را بیش از پیش مورد توجه شاه قرار داد. معروفترین زن حرمسرای ناصرالدین شاه و کلید اسرار حرمسرای ناصرالدین شاه بود داستان سریال جیران به زندگی این شخصیت می پردازد. شخصیت داستان سریال جیران واقعی است
افسانه جیران
عالمان آن روزگار درباره ی جیران میگویند:صورتی داشته که اگر نگاه به صورتش کنی دلباخته ی او میشوی.افسانه این میباشد که:روزی ناصر الدین شاه به شکار رفته بود که از کنار گلستان سیبی گذشت. جیران به بالای یکی از درختان بود. او از بالا سیبی به پست پرتاب کرد و سیب توجه شاه را جلب کرد.جیران از درخت پست آمد. شاه چون اورا لحاظ ٬ شاد شد و از او خواستگاری نمود. جیران گفت:«من فقط زن شاه میشوم» سپس که فهمید او شاه میباشد ٬ عاقدی آمد و جیران را به عقد ۹۹ ساله ی شاه در آورد. جیران از شاه صاحب ۴ پسر شد که مشهور ترین آنها علی محمد میرزا میباشد که تا ولیهدی پیش رفت و بر اثر بیماری در گذشت.

آشنایی با ناصرالدین شاه
در مورد نحوه آشنایی ناصرالدین شاه و جیران عقاید متفاوتی وجود دارد. به نوشته عباس امانت، جیران ابتدا به جهت فراگرفتن رقص آواز به حرم شاهی آورده شد و اولین بار ناصرالدین شاه او را در جمع ملازمان مهدعلیا لحاظ و به او دلبست.
تقی دانشور (اعلمالسلطان) در خاطرات خود، آشنایی ناصرالدین شاه را با او، مرتبط به یکی از سفرهای شکاری شاه به شمال تهران دانسته است. او نخستین ملاقات آن دو را چنین شرح میدهد:
شاه روزی در اطراف شمیران و تجریش سواره به شکار بلدرچین رفته بود. غفلتاً چند بلدرچین روی درخت توتی پریدند و شاه برای زدن آنها زیر درخت توت رفت. دختری دهاتی بالای درخت رفته و مشغول خوردن توت بود. دخترک اعتنایی به شاه نکرد. ولی شاه فریته جمال دختر دهاتی شد و بر سبیل مزاح خطاب به وی گفت: دختر، زن من میشی؟ دخترک شانههایش را بالا انداخت و بدون آنکه بداند طرف صحبتش شاه مملکت است، گفت: تو که داخل آدم نیستی. من زن شاه میشوم!
مونسالدوله (ندیمه انیس الدوله) در خاطراتش، همانند دانشور، آشنایی شاه و جیران را مرتبط به یکی از سفرهای شاه میداند و به نقل روایت مشابهی میپردازد. به گفته او شاه که در حین تفرج، زیر درخت توتی به جمعی از دختران که جیران همچنین هنگام آنها بود برخورده بود، فریفته چشمان سیاه او شد و خواجههای خود را فرستاد تا از نام و نشانش سؤال کنند و پدرش را بیابند. او سپس ادامه میدهد:
ناصرالدین شاه آنقدر آنجا ایستاد تا خواجهها و پیشخدمتها آمدند و خبر آوردند که اسم او جیران میباشد و اسم پدرش هم «میرزا محمدعلی». دیگر کار همگی بود. به حکم قبله عالم، جیران را از درخت پائین آوردند و پیش خانمهای اندرون بردند. رختش را عوض نمودند، حمامش بردند و ملاباشی او را نود و نه سال برای ناصرالدین شاه صیغه نمود.
عادات و خصائل
جیران زیبا، صریحاللهجه و شیفته شکار و اسب سواری بود. او به هنگام سواری چکمه و لباس مردانه میپوشید و روبندش را به گرد سر میپیچید و چالاکانه اسب میتاخت. در شکارگاه، قوش مخصوص خود را که «غزال» نام نهاده بود به دست میگرفت و پشت اسب قزلی گلگون به نام «آهو» به قله کوه میرفت و شهبازش را در پی کبک میافکند. در این بینتیم انبوهی از تفگدار و قوشبان و نوکر به دور او گرد میآمدند، چنان که اگر کسی این منظره را میدید گمان کرد که کبکبه شاهانه است.
شیفتگی جیران به شکار و رفتار جسورانهاش که برخلاف حجب معمول زنان حرمسرا بود، او را بیش از پیش مورد توجه شاه قرار میداد. به اعتقاد عباس امانت «دلبستگی شاه به جیران به روال عشقهای عادی عصر نوین و برعکس زندگی جمعی حرمسرا فردی و شخصی بود» مهر او برای شاه «تجسم نوع دیگری از خانواده، همسر و فرزند بود که در پس ظاهر شاهانه، قرینه ای از زندگی عادی به او عرضه میداشت.»
در اندرون شاه
جیران احتمالاً در سال در ۱۲۶۷ قمری به ازدواج ناصرالدین شاه درآمد. او در سال ۱۲۶۸ قمری دومین پسرش، محمدقاسم میرزا را به دنیا آورد و بیش از پیش مورد توجه ناصرالدین شاه قرار گرفت. زمانی که محمدقاسم میرزا پنج سال داشت، شاه به او لقب امیرنظام داد و به فرماندهی کل قشون ایران منصوبش ساخت. پس از مرگ شاه معین الدین میرزا، ناصرالدین شاه تمایل یافت محمدقاسم میرزا را به ولیعهدی برگزیند. اما نسب غیرقاجار جیران و اینکه او همسر عقدی شاه نبود مانع عملی شدن این تصمیم بود. همزمان شوال ۱۲۷۳ چندتن از رجال معتبر از جمله مستوفیالممالک و عزیز خان مکری فهرستی از جرایم نوری تهیه نمودند. جیران که میخواست نوری را وادار به پذیرش ولیعهدی پسرش کند، با آنان همدست شد و مأموریت یافت تا فهرست جرایم را به نظر شاه رساند. اما او تنها بخشی از موارد را نزد شاه افشا کرد و باقیمانده را برای تحت فشار قرار دادن نوری تا رسیدن به اصلاح قبلی در خصوص ولیعهدی محمدقاسم میرزا مشخص نکرد. پس از این واقعه نوری جیران را به گلستان خود، نظامیه دعوت کرد و به او قول داد همگی تلاشش را برای ولیعهدی امیرنظام بکند. با حمایت نوری از جیران، مهدعلیا که مخالف شدید ولیعهدی امیرنظام بود از او روگرداند. واپسین در محرم ۱۲۷۴، ولیعهدی امیرنظام رسماً گزارش شد. چندی سپس امیرنظام بیمار شد و مخالفان چنین شهرت دادند که نوری ولیعهد را مسموم نموده میباشد و جیران و شاه را بار دیگر به نوری بدگمان ساختند. امیرنظام تنها یک هفته پس از ولیعهدی جان سپرد و ناصرالدین شاه را در اندوه عمیقی فرود برد، تا جایی که به گزارش پولاک «شاه از شدت اندوه از خود بی خود شده سر به دیوار میکوفت و چند روز لب به غذا نزد». پس از این واقعه تحریکات مخالفان نوری ادامه یافت تا آنکه در بیستم محرم ۱۲۷۵ در یکی از سفرهای ییلاقی شاه، در دره سوهانک نفوس یکی از روستاها جسد مردی از بستگان جیران را برسر راه شاه قراردادند و مدعی شدند که او بر اثر ظلم میرزا آقاخان نوری مقتول شده است. شاه از این منظره متاثر شد و در غروب همان روز پس از بازگشت به نیاوران فرمان عزل نوری را صادر نمود.
مرگ
جیران در جوانی مبتلا به بیماری سل شد. در این حال، ناصرالدین شاه روزی چندبار و هربار چند ساعت بر بستر او حاضر میشد و داروها را به دست خود به او میخوراند، اما حال او رفته رفته وخیم تر میشد و معالجات اطبا سودی نمیبخشید. او در یکی از روزهای ماه جمادیالثانی سال ۱۲۷۶ در حالی که ناصرالدین شاه در کنار بسترش نشسته بود، از دنیا رفت. جیران از مرگ علی محمد میرزا دچار افسردگی شد و چندی سپس از فرزند خود درگذشت. ناصر الدین شاه همچنین سپس از مرگ جیران، افسرده شد ولی سپس از آن با انیس الدوله ازدواج نمود.